السيد الخميني
138
ديوان امام ( فارسى )
نهانخانهء اسرار بر در ميكده از روى نياز آمدهام * پيش اصحاب طريقت به نماز آمدهام از نهانخانه اسرار ندارم خبرى * بدر پير مُغان صاحب راز آمدهام از سر كوى تو راندند مرا با خوارى * با دلى سوخته از باديه باز آمدهام صوفى و خرقه خود ، زاهد و سجّادهء خويش * من سوى دير مُغان نغمهنواز آمدهام با دلى غمزده از دير به مسجد رفتم * به اميدى هِله با سوز و گُداز آمدهام تا كند پرتو رويت به دو عالم غوغا * برِ هر ذره به صد راز و نياز آمدهام